گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب ای که در زنجیر زلفت ...

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب ای که در زنجیر زلفت ...

ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما ما در پیاله عکس رخ یار دید هایم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان ...

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینیم دیدار آشنا را ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبوا ...

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را ز عشق ناتمام ...

-از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم / خوش تر از یاد خداوند ثمری نیست. – زیباست که با خدای خود چت کنیم /در سایت نماز شب عبادت کنیم/ای کاش که ما فلاپی دل ها را ? با عشق علی و آلش فرمت کنیم. ملتمس دعا. – وقتی تنها شدی بدون که خدا همه ...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی، نمی دانم چه نوشیدم که سیرم کرده از هستی، خودم مستُ، غزل مستُ، تمام واژه ها مستند، قلم شوریده ای امشب، عجب اُعجوبه ای هستی! به ساز من که می رقصی، قیامت می کنی به به … چه طوفانی به پا کردی، قلم شاید تو هم مستی؟!؟ ...

گر تن بدهى … دل ندهى کار خراب است چون خوردن نوشابه که در جام ش*راب است گر دل بدهى … تن ندهى باز خراب است این بار نه جا*م است و نه نوشابه … سراب است دریا بشوى چون به دلت شور عبور است نوشیدن یک جرعه زجام تو عذاب است باران بشوى چون ...