امید

درباره امید

باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی عید آرزوهای سپید باز لیلای بهار باز مجنونی بید باز هم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سودای […]

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب ای که در زنجیر زلفت […]

دیگه شوقی واسه دیدنم نداری منی که زندگیمو پای تو باختم هیچی نگفتمو تنها نشستمو پای تو سوختمو سوختمو ساختمو ساکتمو حرفام بغض میشه تو سینم میرم یه گوشه ای تنهایی میشینم ظاهرم خوبه ولی حالم اصلا خوش نیست روبه رومی اما خوابت رو میبینم نا امیدم میکنی از هرچی عشقه وقتی رهام میکنی به […]

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب ای که در زنجیر زلفت […]

اگه از من بپرسی که چرا عاشقت هستم کافیه فقط یه لحظه دست بذاری توی دستم تا بریم به لحظه هایی که فدات شه دله خستم تا بدونی تو کدوم خاطره من بی تو شکستم قلب من جنون میگیره وقتی که تو نیستی پیشم واسه من حرفی نداری وقتی روبه روت میشینم واسه من نبض […]

ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما ما در پیاله عکس رخ یار دید هایم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان […]

دونه دونه چیکه چیکه اشکام میریزه رو کاغذایه خیس تو که حاله همرو نوشتی حاله دله مارو بنویس بنویس از اون همه غصه که تو دله دیوونه نشسته بغض منو بنویس بنویس از عاشق دیروز که منو نمیشناسه امروز بد شدنو بنویس کاغذ کمه دیگه غمو دردا داره قد دریا میشه هر روز تویه دنیا […]

امروز دیر از خواب بیدار شدم، دیشب زود خوابیدم روزام شب شده، دوست دارم خواب باشم خب خورشید نبینم، ویتامینم از خورشید نگیرم مگه زندگی آم‍‍‍‍‍‍پی فتامینه؟   دوست دارم عوض کنم، روزارو جای شبام حرص کنم درخته شبا گلدار شد، هواهم که گرم، همشون باز شد زمستونمون روز شد، دوست دارم بافتمو تن کنم […]

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینیم دیدار آشنا را ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبوا […]

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را ز عشق ناتمام […]